اوراق سلف سکه؛ پیوندی نوین میان سیاست پولی و بازار سرمایه

سیدمحمد هاشمی‌نژاد، رئیس هیئت‌مدیره اوپال کراد و عضو هیئت علمی دانشگاه، در یادداشتی که در اختیار پایگاه خبری بازار سرمایه ایران (سنا) قرار داده است، به بررسی مزایای عرضه اوراق سلف سکه ابزار اندروید پرداخته است. او معتقد است که این اوراق می‌توانند مکملی برای عملیات بازار باز و سایر ابزارهای سیاست پولی باشند و در مدیریت کوتاه‌مدت نقدینگی و تنظیم سرعت گردش پول نقش مؤثری ایفا کنند.

هاشمی‌نژاد در این یادداشت بیان می‌کند که انتشار اوراق سلف موازی استاندارد سکه توسط بانک مرکزی نباید تنها به عنوان یک روش جدید برای فروش سکه در نظر گرفته شود. اهمیت اصلی این اقدام در واقع استفاده از یک ابزار مبتنی بر بازار برای مدیریت تقاضای طلا و کنترل بخشی از نقدینگی سرگردان است. این نقدینگی در شرایط تورمی به سرعت بین بازارهای مختلف مانند ارز، طلا، مسکن و سایر دارایی‌ها جابجا می‌شود و می‌تواند نوسانات قیمتی را تشدید کند.

در سال‌های اخیر، افزایش حجم نقدینگی و تداوم انتظارات تورمی، تمایل به نگهداری پول را کاهش داده و تقاضا برای دارایی‌هایی که ارزش خود را حفظ می‌کنند، افزایش داده است. در چنین شرایطی، استقبال از سکه را نمی‌توان صرفاً یک رفتار سوداگرانه دانست؛ بخش قابل توجهی از آن، تلاشی طبیعی از سوی خانوارها و سرمایه‌گذاران برای حفظ قدرت خریدشان است. وظیفه سیاست‌گذار نیز نباید مقابله با این تقاضا باشد، بلکه باید آن را به مسیری شفاف، قابل کنترل و کم‌هزینه هدایت کند.

اوراق سلف سکه قابلیت تبدیل بخشی از تقاضای فیزیکی بازار به تقاضای مالی را دارند. سرمایه‌گذاران بدون مواجهه با خطراتی مانند نگهداری، سرقت، نیاز به احراز اصالت و تفاوت نامتعارف بین قیمت خرید و فروش، می‌توانند از تغییرات قیمت سکه بهره‌مند شوند و دارایی خود را در برابر تورم حفظ کنند. در مقابل، بانک مرکزی نیز می‌تواند منابع ریالی متقاضیان را برای یک دوره مشخص جذب کرده و از ورود فوری این منابع به بازارهای ارز و طلای فیزیکی جلوگیری کند. از این منظر، اوراق سلف سکه می‌توانند مکمل عملیات بازار باز و سایر ابزارهای سیاست پولی در مدیریت کوتاه‌مدت نقدینگی و تنظیم سرعت گردش پول باشند.

با این حال، میزان اثربخشی این ابزار به عواملی همچون حجم و استمرار عرضه، قیمت‌گذاری منطقی، نقدشوندگی در بازار ثانویه و اعتماد سرمایه‌گذاران به نحوه تسویه و تحویل بستگی دارد. عرضه‌های محدود و مقطعی تأثیر چشمگیری بر نقدینگی نخواهند داشت. همچنین، جذب منابع از طریق انتشار اوراق زمانی به کنترل پایدار نقدینگی کمک می‌کند که منابع جمع‌آوری‌شده مجدداً و بدون ملاحظه به چرخه پولی بازنگردند و این سیاست با انضباط مالی و پولی همراه باشد.

جنبه امیدبخش این تجربه، همکاری میان بازار پول و بازار سرمایه و بهره‌گیری بانک مرکزی از زیرساخت‌های بورس کالاست. این اقدام را باید به فال نیک گرفت، چرا که بازار سرمایه از ظرفیت‌های قابل اتکایی در زمینه انتشار و معامله اوراق، کشف شفاف قیمت، تسویه، نظارت و دسترسی گسترده سرمایه‌گذاران برخوردار است.

این همکاری می‌تواند به طراحی ابزارهای مشترک دیگری، به‌ویژه اوراق و صندوق‌های ارزی، ابزارهای پوشش ریسک نرخ ارز و اوراق مبتنی بر دارایی‌های ارزی گسترش یابد. پیوند هدفمند سیاست پولی با ظرفیت‌های بازار سرمایه، علاوه بر تعمیق بازار مالی، می‌تواند دامنه انتخاب سرمایه‌گذاران را افزایش داده و سیاست‌گذار را از مداخلات مستقیم و پرهزینه به سمت ابزارهای شفاف، قابل اندازه‌گیری و بازارمحور هدایت کند.

About the author